بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه بین‌المللی کتاب

 

‌رهبر معظم انقلاب اسلامی‌صبح دیروز به مدت یک‌ساعت و نیم از سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بازدید کردند.

در این بازدید که آقای صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی‌هم حضور داشت، حضرت آیت الله خامنه‌ای از ۵۰ غرفه دیدن کردند و ضمن گفتگو با ناشران و شنیدن نکات و دغدغه‌های آنان در جریان تازه‌های نشر قرار گرفتند.

رهبر انقلاب اسلامی‌پس از بازدید، در سخنان کوتاهی، کتاب و کتابخوانی را یکی از ضرورت‌های زندگی آحاد مردم به ویژه جوانان دانستند و افزودند: نقش کتاب یک نقش بی‌بدیل است، البته بهترین کتاب‌ها، کتابی است که انسان را به سمت خداوند و ارزش‌های والا و انقلابی هدایت کند و امیدواریم کتاب جایگاه حقیقی خود را در جامعه بیابد.

دیدار دست‌اندرکاران کنگره مرحوم آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی با رهبر انقلاب

‌بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‌در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی) که در تاریخ ۳۰ مرداد ۹۶ برگزار شده بود، صبح پنجشنبه در محل این همایش در یزد منتشر شد.

رهبر انقلاب اسلامی‌در این دیدار با اشاره به برکات حضور آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی در یزد و حضور فعال آن عالم زاهد و متقی در عرصه خدمات اجتماعی و کمک به فقرای شهر حتی فقرای یهودی و زرتشتی، گفتند: این‌گونه رفتارها و خدمات در دنیای مادی امروز مهجور است و تنها دین اسلام است که به پیروان خود می‌آموزد انسان‌ها حتی اگر به دین ما معتقد نباشند در خلقت شبیه به ما و در سختی‌ها نیازمند کمک ما هستند و از هر کس که با اسلام انس بیشتری دارد، چنین خدمات و کمک‌هایی بیشتر سر می‌زند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم انتقال این مفاهیم ارزشمند به نسل رو به رشد و معرفی شاخص‌هایی از زندگی بزرگان در مقابل حجم انبوه تبلیغات مضرّ و اغواگر، افزودند: در مقابل صداهای گمراه‌کننده و تصویرهای فریبنده‌ای که در دنیای امروز برای منحرف‌کردن نسل جوان وجود دارد، خوشبختانه ظرفیت و امکان هدایت و رویش نسل جوان نیز وجود دارد.رهبر انقلاب اسلامی‌مهمترین وظیفه مسئولان فرهنگی را تقویت روحیه انقلابی در جوانان دانستند و با تأکید بر لزوم پشتیبانی از جریان عظیم نیروی انقلاب، افزودند: گفتند: نباید در محیط‌های دانشگاهی و فرهنگی، جریان انقلابی تضعیف و جریان مقابل آنها تقویت شود.

صبح غافلگیرکننده در مصلی

بازدید رهبر معظم انقلاب از سی و یکمین نمایشگاه کتاب تهران با اتفاقات فرامتنی قابل‌توجهی همراه بود. ایشان در این بازدید یک ساعت و نیمه، در جریان آخرین رویدادهای نشر در کشور قرار گرفتند .

به گزارش مهر، نمایشگاه کتاب دیروز در غافلگیری کامل ناشران، غرفه‌داران و مسئولان اجرایی میانی نمایشگاه، میزبان بلندپایه‌ترین مقام کشور بود .

سه سال قبل آخرین نوبه‌ای بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی از نمایشگاه کتاب بازدید کردند، این سنتِ همیشگی سرانجام در معنایی متنی و آشکار با دو دوره تأخیر مواجه می‌شود و اکنون در شرایطی که مسائل سیاسی، در صدر اخبار رسانه‌های عمومی قرار دارد؛ معظم له در فرهنگی‌ترین اتفاق سال ایران حاضر می‌شوند؛ صبح زود، با همان عبای نازک قهوه‌ای معمول، عصای مشکی و همان چفیه سیاه و سفید همیشگی که قابل پیش‌بینی است چندین و چند بار در جریان این بازدید دست به دست خواهد شد. مراسم با چهره متبسم رهبری و همان سبک احوال‌پرسی‌های گرم با مدیران آغاز می‌شود. مدیران ارشد فرهنگی کشور ایستاده در انتظار رهبر؛ و یکی از آنها اولین کسی است که اولین چفیه را می‌گیرد .

پیش‌بینی‌ها حاکی از برگزاری شلوغ‌ترین روز نمایشگاه کتاب تهران در آخرین روز آن است و با رسیدن روز پایانی نمایشگاه آن هم در روز جمعه؛ احتمالات برای حضور رهبر انقلاب به شدت کم شده است و این گونه است که اولین واکنش اکثر اهالی کتاب در مواجهه با رهبر، شگفتی است.

شگفتی اما فقط به صرف حضور رهبر مربوط نمی‌شود و غافلگیری از همان ابتدا در نشر «سخن»، اولین غرفه بازدید آغاز می‌شود. در شماره ۷۷ جنوبی، راهرو ۳۱، نشر «سخن»، و رهبری همان ابتدا به «کتاب» که می‌رسند جایگیر می‌شوند و غرق مطالعه و تورق کتابها. وزیر اما نگران وقت است و فرصت محدودی که نمایشگاه پیدا کرده است. مِن‌مِن‌کنان می‌گوید: حضرت آقا غرفه‌های دیگر هم منتظرند. و رهبر، مشغولِ کتاب‌ها سری تکان می‌دهند. «در هرگز و همیشه انسان» کتاب تازه دکتر شفیعی کدکنی را باز کرده‌اند و مشغول ورق زدن و صالحی به جای غرفه داران «سخن» که دیر کرده‌اند توضیح می‌دهد و عذرخواهی می‌کند و رهبر می‌گویند: اشکالی ندارد؛ کتاب‌ها هستند.

معلوم است که صالحی منتظر فرصت است و ظاهراً بی‌طاقت‌تر از آن که صبر کند که به غرفه دوم برسند. فرصت نمی‌دهد و گلایه‌هایش از وضع فعلی نشر را بی‌مقدمه آغاز می‌کند؛ قاچاق کتاب‌های کاغذی و دیجیتال را تهدیدکننده حیات کتاب در ایران می‌داند و می‌گوید قوه قضائیه باید جدی‌تر به بحث قاچاق کتاب ورود کند. رهبر لحظه‌ای سر از کتابی که مشغولش هستند برمی‌دارند و به سخنان صالحی گوش می‌دهند و چند لحظه بعد می‌گویند: باید جلو آن گرفته شود، قانونش هم که موجود است.

سرانجام رهبر دل می‌کنند از کتاب‌ها و راهی غرفه دوم می‌شوند. غرفه بعدی، اما ماجرا هیجان‌انگیزتر است. پیش از شروع بازدید، مسئول غرفه «نسل نواندیش»، که حسابی سرحال است و غرفه شیک و قرمز رنگش را مرتب می‌کند، می‌گوید:من هم قصد دارم آقای خامنه‌ای را غافلگیر کنم، کتابی از ترامپ؛ رئیس جمهوری پرسروصدای آمریکا را ترجمه کرده‌ایم که دقیقاً نشان می‌دهد ترامپ چه موجودی است و می‌خواهم آن را به رهبری تقدیم کنم؛ هر چند که شک دارم ندیده باشند. و بعد بلافاصله گلایه می‌کند از وضع فروش کتاب در نمایشگاه و بی ربطش نمی‌داند به تصمیم‌های برجامی اخیر ترامپ !

رهبر وارد غرفه می شوند و نگاهی به جلد کتاب‌های پرزرق و برق انتشارات می‌اندازند و بعد از این که حوزه نشر را می‌پرسند و متوجه می‌شوند کتابها اکثراً روانشناسی و راه‌های موفقیت و… است، به کنایه می‌پرسند: لابد فروشتان هم خیلی خوب است. همه کتاب‌هایتان ترجمه است؟ مسئول غرفه که کمی جا خورده است

می گوید: ۴۰ درصد کتاب‌هایمان بیشتر ترجمه نیست و بعد شروع می‌کند درباره مجموعه کتاب‌هایشان و حوزه‌های فعالیت «نسل نواندیش» توضیح می‌دهد. نگاهش می‌کنم، کمی عرق کرده است و گویا ترامپ و برجام را با هم فراموش کرده است .

سئوال‌های رهبر معظم انقلاب درباره فروش کتاب‌ها، ترجیع‌بند گفتگو با ناشران است. میلاد شاهی مسئول غرفه «نگاه» از فروش راضی است.

«مساله کاغذ را حل کنید آقای صالحی» این مهمترین جمله دستوری رهبر معظم انقلاب در حوزه نشر و کتاب در بازدید امسال از نمایشگاه است. این البته اولین باری نیست که ایشان حساسیت ویژه‌شان درباره مساله کاغذ را به صورت رسمی اعلام می‌کنند. اینجا اما به کتابی با کاغذهای گلاسه برخورد می‌کنند و از ناشر می‌پرسند: چرا با این کاغذها چاپ کرده‌اید، هم گران است و هم خواندنش سخت است و بعد بلافاصله رو می کنند به وزیر ارشاد و

می گویند: این مساله کاغذ مساله بسیار مهمی است و رسیدگی می خواهد .

کم کم، چراغ‌های خاموش انتشاراتی‌های مختلف در حال روشن شدن است و برخی از ناشران بی‌خبر از همه جا، به محض ورود به سالن میخکوب می‌شوند. واکنش‌های برخی‌هایشان سینمایی است. غرفه‌ها را رها کرده‌اند و افتاده‌اند دنبال کاروان کوچک رهبری در بازدید از نمایشگاه. مسئولان دفتر رهبری راهنمایی‌شان می‌کنند که به غرفه‌هایشان بروند که معظم له الان می‌رسند. بدو بدو می روند و آن جنس خوب‌هایشان را از ته غرفه بیرون می‌کشند.

ورود رهبر معظم انقلاب به نشر «نی» با زمزمه کردن مصرع مشهور مولوی از سوی ایشان همراه است: بشنو از نی…

مسئول غرفه به چند کتاب اشاره می‌کند و رهبری می گویند: دیده‌ام آنها را. اما بعد خطاب به وزیر ارشاد می‌گویند: عقب مانده‌ام از کتاب، چیزهای زیادی است که ندیده‌ام. وزیر می‌گوید: باز هم، حالاحالاها از ما جلو هستید.

صالحی در ابتدای یکی از غرفه‌ها کتابی درباره فوتبال به رهبر نشان می دهد و درباره آن صحبت می‌کند. رهبر هم بی کنایه نمی گذرد: بله، از حکومت و اقتصاد و… حالا رسیده‌اند به فوتبال .

بعد در نشر «مرکز» یک کتاب برمی‌دارند و سبک سنگین می‌کنند و می‌گویند :چنین کاغذی خوب است، سبُک و راحت و بعد پشت جلدش را بلند می‌خوانند: سی و هشت هزار و نهصد تومان! بی‌مقدمه رو به ناشر می‌کنند و می‌گویند: چرا این‌قدر گران قیمت می‌گذارید؟ حتماً می‌گویید می‌خرند دیگر. ناشر توضیحاتی درباره مشکلات نشر می‌دهد که نگاه رهبر معظم انقلاب به کتابی از «مارسل پروست»، نویسنده مشهور فرانسوی می‌افتد. کتاب را برانداز می‌کنند و می‌گویند: کتاب‌های پروست را هم می خرند؟ ناشر پاسخ مثبت می دهد و معظم له ادامه می دهند: می‌فهمند و می‌خوانند؟ همه به خنده می‌افتند. بیش از همه ناشر .

از دور نگاهم به مسئول غرفه انتشارات ورزش می‌افتد؛ جوانی سیه چرده که دوست داشت دو کتاب درباره پیاده‌روی و کوهپیمایی تقدیم رهبری کند، اما نمی‌دانست که نوبت به او هم می‌رسد یا نه…

وقت تنگ است و رهبر معظم انقلاب اصرار دارند که بازدید کوتاه باشد تا روز جمعه، برای ناشران و بازدیدکنندگان مزاحمتی پیش نیاید. هر چند بقیه نمایشگاه، برنامه معمولش را دنبال می‌کند و از سروصداهای بیرون می‌شود فهمید که کم کم در حال رونق گرفتن است. در غرفه «یوبان» رهبری دو رمان مشهور می‌بینند و کمی توقف می‌کنند: «خشم و هیاهو» اثر «ویلیام فالکنر» و «مرشد و مارگریتا» اثر «میخاییل بولگاکف».

در غرفه «یاران» هم همشهری پیدا می‌کنند و چند کلامی به زبان ترکی خوش و بش می‌کنند و بین غرفه «نسل آفتاب» و «ییلاق سبز» هم بحث کوتاهی در حوزه مورد علاقه ایشان، یعنی تبارشناسی خاندان‌های مشهور فرهنگی در ایران درمی‌گیرد.

نمایشنامه‌های نشر «یکشنبه» رهبر معظم انقلاب را کمی بیشتر متوقف می‌کند. مسئول نشر که معظم له از اسمش حدس می‌زنند ارمنی باشد و حدس درست هم از آب درمی‌آید، شروع به توضیح دادن می‌کند: یکی از نمایشنامه‌های پرفروش ما از یک نویسنده آمریکایی است که وعده ترامپ مبنی بر دیوار کشیدن به دور آمریکا برای عدم ورود مهاجران و خارجی‌ها را به حصر کردن خود آمریکایی‌ها تعبیر می‌کند. رهبر تذکر می‌دهند که: البته ترامپ فقط مرز مکزیک را گفت و در مورد تمام آمریکا چنین حرفی را نزد، اما این هم چیزی مثل دیوار حائل فلسطینی‌هاست. ناشر سر شوق می آید و می‌گوید: اتفاقاً نویسنده هم دقیقا همین تشبیه را به کار می‌برد.

بعد از انتشارات «یکشنبه» نوبت به چند غرفه از ناشران الکترونیک می‌رسد. وزیر ارشاد از مزایای نشر الکترونیک می‌گوید و رهبر معظم انقلاب در یکی از غرفه‌های نشر الکترونیک درباره حق خرید کتاب کاغذی و نحوه پخش آن می‌پرسند و می‌گویند: این مسائل را چگونه حل کرده‌اید؟ که ناشر توضیحاتی درباره توافق با نویسندگان و انتشاراتی‌ها می‌دهد و بعد می‌گوید تمرکز نشر الکترونیک روی عدالت در دسترسی به کتاب است؛ این که کتاب‌ها با این روش می‌توانند به دورافتاده‌ترین نقاط ایران هم برسند که البته سهم ۷۰ درصدی ناشران هم محفوظ است.

رضا حاجی آبادی ناشر «هزاره ققنوس» از آن ناشران دنیا دیده است که همان اول صبح فهمیده است رهبر معظم انقلاب به نمایشگاه می‌آیند. به شدت از نمایشگاه ناراضی است و می‌گوید: این نمایشگاهی است که اول برای چیپس و پفک‌فروشی‌ها سود دارد، بعداً برای‌هات‌داگ فروشی‌ها و آخر سر هم چیزکی به کتابفروشی‌ها می‌رسد. تبلیغ چند باره «نذر فرهنگی» در این غرفه، رهبر معظم انقلاب را به توقف در مقابل آن می‌کشاند. حاجی آبادی توضیحاتی درباره این طرح می‌دهد و کتاب شعر «تردید» اثر عبدالحمید ضیائی را به معظم له تقدیم می‌کند.

وحید طباطبائی مسئول غرفه «نیلوفر»، جوانی سرحال و عشق کتاب و به قول خودش کافه‌باز است. پیش از بازدید می‌گوید فقط چند روزِ نمایشگاه را به نشر نیلوفر می‌آید چون رها شدن در فضای کتاب و ارتباط با مخاطبان را بسیار دوست دارد. او چند سالی است که در غرفه نیلوفر کتاب می‌فروشد اما می‌گوید روز گذشته(پنجشنبه) شلوغ‌ترین روز چهار سال اخیر را تجربه کرده است.

حضور رهبر معظم انقلاب در غرفه نشر «نیلوفر» با گفتگو درباره دو کتاب «خانواده تیبو» اثر «روژه مارتین دوگار» و «دنیای سوفی» نوشته یوستین گردر همراه می‌شود. شگفتی مسئول عشق کتاب غرفه «نیلوفر» از شنیدن این که رهبر معظم انقلاب «خانواده تیبو» را خوانده است جالب توجه است. معظم له ادامه می‌دهند: من ترجمه ابوالحسن نجفی را خوانده‌ام. خود ایشان یک بار سالها پیش در معیت دوستان فرهنگستان زبان فارسی پیش ما آمدند. من تا ایشان را دیدم گفتم شما همان آقای نجفی‌ای هستید که کتاب «خانواده تیبو» را ترجمه کرده‌اید. یک نقدی هم به این کتاب کردم. ایشان هم به شدت تعجب کرد و گفت: مگر شما آن کتاب را خوانده‌اید؟

مسئول غرفه به پرفروشی «دنیای سوفی» هم اشاره می کند و می گوید اصولاً کتاب‌هایی که یک زبان فلسفی را برای ورود به ادبیات انتخاب می‌کنند خواهان زیادی دارند و رهبر معظم انقلاب هم از کتاب «لذات فلسفه» نام می‌برند که یکی از اولین تلاش‌ها در همین حوزه بوده است.بقیه بازدید با سرعت بیشتری طی می‌شود و حالا همه در نمایشگاه متوجه شده اند که چه خبر است.

در غرفه انتشارات «نظام‌الملک»؛ مسئول غرفه کتاب «باران عشق» یادنامه ناصر چشم‌آذر، موسیقی دان تازه‌ درگذشته را با آب‌وتاب معرفی می‌کند؛ در غرفه «نهال نویدان»، رهبر معظم انقلاب یادی از جلال آل احمد می‌کنند .

چندین و چند مسئول غرفه دیگر هم با پرسش رهبر معظم انقلاب از میزان فروش کتاب‌ها مواجه می‌شوند. بازدیدی میدانی برای مطالعه عینی و انضمامی عرصه فرهنگ؛ دور از کارتابل‌ها و گزارش‌ها و بولتن‌ها.

ناشر نشر «ورزش» همچنان منتظر است. می‌گوید نمی‌دانم آقای خامنه‌ای کتاب‌های ورزشی هم می‌خوانند یا نه؛ اما شنیده‌ام که راهپیمایی و کوهپیمایی زیاد می‌روند. وقت اما تنگ است و رهبر سراغ «مجمع ناشران انقلاب اسلامی» را می گیرند و سرعت بیشتری به بازدید می‌دهند. در غرفه انتشارات «نون» یک دختربچه به همراه پدرش با تعجب به رهبر نگاه می‌کند. فردا صبح حتماً خاطراتی برای همکلاسی‌هایش دارد که به راحتی باور نخواهند کرد. حوزه انتشارات «نون»، ادبیات و رمان است و ناشر دو رمان به زعم خودش جالب درباره کشتار سیاهپوستان آمریکایی به دست پلیس آمریکا و طبقه محروم و فرودست آمریکایی معرفی می‌کند، رمان‌هایی به نام «هیل بیلی(روزگار آمریکایی‌های پشت کوه نشین)» و «نفرتی که تو می‌کاری ».

در انتشارات «نغمه زندگی» یک مرد میانسال تقریبا شکسته سردرددلش باز می‌شود؛ می‌گوید خواب دیده است که امروز رهبر را می‌بیند و بعد مشکل بازنشستگی‌اش را با تمام جزئیات طرح می‌کند. رهبرمعظم انقلاب می‌گویند: اینی که الان می‌گویید با این جزئیات یادم نمی‌ماند. و بعد یکی از مسئولین دفتر رهبری را صدا می‌کنند و دست مرد را در دست او می‌گذارند.

در غرفه «نقد فرهنگ»، بیژن عبدالکریمی یکی از اساتید بنام فلسفه حاضر است. رهبری نگاهی به عکس رضا داوری اردکانی در غرفه می‌اندازند و می‌گویند:از این عکس معلوم است که شما هم دنبال‌هایدگر هستید… عبدالکریمی می‌خندد.

غرفه «نصیرا» و «نصیر پروانه»، جوان پشت غرفه انتشارات درخواست می‌کند که رهبر یکی از کتاب‌هایش را بخواند و درباره آن چیزی بنویسد. رهبرمعظم انقلاب اما صریح‌اند و بی‌تعارف؛ می‌گویند: من باید بخوانم کتاب را و احساسی در من به وجود بیاید تا بنویسیم. دستوری چیزی از آب درنمی‌آید.

ساعت نزدیک ۱۱ است و بازدید رهبرمعظم انقلاب از نمایشگاه رو به پایان. جمعه است و روز آخر نمایشگاه و ناشران، چشم دوخته به فروش این روز و معظم له از همه مطلع‌تر از شرایط سخت ناشران، محکم، تند و بلند گام برمی‌دارند و مدیران فرهنگی کشور جا می‌مانند. شاید نمادی قابل توجه برای آنچه در تمام این سال‌ها برفرهنگ کشور می‌رود .

بی زحمت و دردسر، کاروان بازدید رهبری، نمایشگاه را به سرعت ترک می‌کنند و جز غرفه‌دارها احتمالاً کسی متوجه نخواهد بود که چه اتفاقی رخ داده است تا خبر رسمی‌اش منتشر شود.

رهبرمعظم انقلاب دو روز قبل با شدیدترین لحن ممکن در مقابل ابرقدرت‌های ساخته شده نظم نوین جهانی ایستادند؛ در سالی که سربازان خط مقاومت، جغرافیای غرب آسیا را تغییر داده‌اند و حالا امروز در گفتگو با طبع لطیف ناشران و نویسندگان از لابه ‌لای سطرهای سپید گفتگو به راحتی می‌توان فهمید که معظم‌له از جزیی‌ترین رویدادهای نشر و کتاب کشور هم مطلعند ؛ آخرین کتاب‌های ادبیات داستانی و شعر ترجمه شده و تألیفی را خوانده اند‌.

نسخه مناسب چاپ