برداشت‌ها از تصمیم ترامپ!

۱ـ با نگاه به سخنرانی‌های ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا، درباره پیمان برجام و دوران هشت ساله ریاست جمهوری «اوباما» و سیاست او با ایران، خارج شدن از برجام از سوی ترامپ چندان دور از انتظار نبود. ترامپ و همراهان او در کاخ سفید به خصوص وزیر خارجه‌اش ـ پمپو ـ و معاون امنیتی ـ بولتون ـ از افراطی‌ترین چهره‌های نژاد پرست در آمریکا شناخته می‌شوند که ریاست جمهوری هشت ساله اوبامای سیاه پوست را برای آمریکا یک فاجعه بزرگ تاریخی می‌شمارند. سیاست ترامپ محو و لغو همه تصمیم‌گیری‌ها و مصوبه‌های اوباماست که پیمان برجام یکی از آنهاست. همین سیاست درباره پیمان بین‌المللی زیست محیطی پاریس که اوباما آن را امضاء کرد و درباره طرح تعرفه‌های تجاری با چین، ژاپن و کشورهای اروپایی، تغییر همه جانبه سیاسی و بازگذاشتن دست اسرائیل برای هرگونه رفتاری با فلسطینیان و در منطقه خاورمیانه و… اجرا شده است.

محور اصلی تصمیم‌گیری‌های ترامپ، لغو حداکثری تصمیم‌گیری‌های دوران اوباماست. ترامپ را به خاطر شدت نفرت او نسبت به اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا، نژاد پرست می‌نامند که نژاد پرستی او در به کارگیری ادبیات سخیف در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها آشکار است. خروج از پیمان برجام، بخش دیگری از سیاست ترامپ در ورق زدن دوران اوباماست.

۲ـ محمدبن سلمان ولیعهد سعودی، نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی و ترامپ رئیس جمهوری آمریکا مثلثی را شکل داده‌اند که در آن ترامپ دلارهای نفتی سعودی‌ها را می‌بلعد تا گسترده‌ترین قراردادهای فروش تسلیحات نظامی را با سعودی‌ها امضاء کند. اسرائیل و آمریکا چتر حفاظتی و امنیتی برای حاکمان ریاض ایجاد می‌کنند و این مثلث، تضاد و مقابله با جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه را اصلی‌ترین و مهمترین سیاست و برنامه استراتژیکی خود می‌داند. خارج شدن از پیمان برجام که مورد تأیید کامل و درخواست سعودی‌ها و نتانیاهو از ترامپ بود، مسیر عملکرد تخریبی مثلث سعودی، اسرائیل و آمریکا علیه ایران را گسترده‌تر کرده است. مرحله اول این سیاست تضعیف جمهوری اسلامی ایران با دو برنامه جنگ روانی ـ تبلیغاتی و همراه آن فشار اقتصادی از مسیر شدت مضاعف «تحریم‌»‌هاست. در این مرحله شعار سران این مثلث این است که ما با جمهوری اسلامی ایران سر جنگ نداریم، اما می‌خواهیم دولت ایران تغییر روش کامل دهد، دست از مداخله در امور دیگر کشورها در خاورمیانه به خصوص کشورهای عربی بردارد، اسرائیل را تهدید نکند، در سوریه پایگاه نظامی نداشته باشد، حقوق بشر را رعایت کند، حمایت سیاسی ـ مالی از فلسطینان نداشته باشد، حزب‌ا… لبنان را گروهی تروریستی بخواند، دست از حمایت از بشار اسد و تقابل با گروه‌های مسلح معارض با او بردارد و از یمن و مردم آن در زیر بمباران سعودی‌ها حمایت نکند. لیست بزرگ نتانیاهو و ترامپ از درخواست‌ها از جمهوری اسلامی ایران در یک کلام و در نهایت پذیرش تسلیم و تمکین به آمریکا و اسرائیل است. ترامپ و نتانیاهو معتقدند جمهوری اسلامی ایران توازن سیاسی ـ نظامی را در خاورمیانه به‌ ویژه در عراق، سوریه، یمن و لبنان به‌هم زده و با نزدیکی به مسکو، پیروزی روسیه در سوریه را تسهیل و محقق کرده است.

آمریکا و اسرائیل در سوریه شکست خورده‌اند. عربستان و اسرائیل در لبنان عقب‌‌‌ رانده شده‌اند و نتیجه انتخابات پارلمانی در لبنان شکست بزرگی برای آنها شده است. خارج شدن از برجام از سوی‌ ترامپ، کلید زدن رشد منحنی بحران در خاورمیانه توصیف شده است که از زورآزمایی جدید سیاسی، امنیتی و نظامی در مقیاس فزونتر و در نتیجه اضطراب و ناپایداری وسیع‌تر در سراسر خاورمیانه خبر می‌دهد.

۳ ـ در این مرحله دو روش علیه جمهوری اسلامی ایران با امضای خارج شدن از پیمان برجام از سوی ترامپ در دستور کار است: ۱ ـ جنگ روانی ـ تبلیغاتی. برای اجرای آن مدام، ایران با خبرهای منفی و تخریبی باید در صدر اخبار و رویدادها باشد.

اغلب رسانه‌هایی که با سرمایه‌ مالی صهیونیست‌ها و لابی «اِپک» در نیویورک اداره و مدیریت می‌شوند، همچنین شبکه‌های فارسی‌زبان در غرب با همکاری طیف عناصر ضدانقلاب اسلامی، ادامه جنگ روانی، خبری و تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران را به‌عهده دارند. هدف، افکارسازی و فراهم آوردن زمینه‌های ذهنی علیه دولت مستقر در ایران است. در چند روز بعد از سخنرانی ترامپ و خارج شدن از پیمان برجام، چنان چهره‌ای از ایران در رسانه‌های غربی،‌ به‌خصوص شبکه‌های فارسی‌ زبان آن ساخته و پرداخته شده که «ایران» آشوب زده‌تر، بحرانی‌تر از سوریه و یمن و عراق و افغانستان و… است. مردم ایران با این روش رسانه‌های بیگانه آشنایی و تجربه آن را به یاد دارند که از همان اوایل پیروزی انقلاب، مدام اطلاع‌ از فروپاشی خیلی زود انقلاب و نظام در ایران می‌دادند.

بسیاری از مردم ایران به یاد دارند که در چند سال اول تشکیل جمهوری اسلامی، این جمله «جمهوری اسلامی به مویی بسته است!» از شبکه‌های فارسی‌زبان و رادیوهای بیگانه تکرار می‌شد، این بار با وسعت بیشتری جنگ روانی جدیدی علیه ایران را کلید ‌زده‌اند.

۲ـ بازآفرینی سیاست تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران بعد از تصمیم‌ترامپ در خارج شدن از برجام است. سیاست تحریم از دیدگاه اغلب تحلیگران سیاسی، سیاستی نو و جدید نیست. این سیاست در دوران اوباما قبل از مذاکره برجام به‌صورت فراگیر و گسترده اجرا شد. اوباما سیاست تحریم‌ علیه جمهوری اسلامی ایران را فرماندهی می‌کرد. اغلب کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، آلمان و انگلیس همچنین ژاپن و چین و روسیه را هم با خود همراه کرده بود. دولت اوباما ادعا می‌کرد که ۵۵ کشور جهان در اجرای سیاست‌ تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران با او متحد و همراه شده‌اند. هر قطعنامه‌ای که نیاز بود در شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران مصوب کردند، اما در نهایت سیاست تحریم فقط نتیجه «ایذایی» داشت و هیچگاه برای ایران شکننده نشد همین نتیجه چرخش به مذاکره و طرح گفتگوی ۱+۵ را موجب شد. آمریکا و همراهان غربی او اگر در سیاست تحریم

موفق بودند، هرگز طرح گفتگوی ۱+۵ را مطرح نمی‌کردند. اذعان به شکست سیاست تحریم از سوی «اوباما» در بیانیه او بعد از تصمیم ترامپ و خروج از برجام آشکارا آمده است. اکنون ترامپ اعلام کرده است تا ۶ ماه آینده طرح تحریم‌های «اولیه و ثانویه» را بار دیگر و با شدت افزونتر کلید خواهد زد.

در حالی که تا اینجای کار هیچ کشوری از تصمیم ترامپ در خارج‌شدن از پیمان بین‌المللی برجام حمایت نکرده است و فقط شیوخ قبیله‌ای حاکم در امارات و عربستان و رژیم صهیونیستی اسرائیل(نتانیاهو) همراهان ترامپ‌اند. مرکل، صدراعظم آلمان بعد از اعلام ترامپ در لغو برجام گفت: «اروپا دیگر نمی‌تواند برای حفاظت از خود به آمریکا متکی بماند. باید خودمان سرنوشتمان را در دست بگیریم.» نخست‌وزیر کانادا، گفت: «کنار حامیان برجام می‌مانیم و تصمیمات ما در «اوتاوا» گرفته می‌شود نه در واشنگتن.» مکرون رئیس جمهوری فرانسه می‌گوید: «به خاطر تصمیم ترامپ متأسفم، آمریکا همپیمان ماست، اما باید همه به قواعد پایبند باشیم. با مذاکره می‌توانیم فراتر از برجام هم برویم.» دولت‌های انگلیس، چین، روسیه و ژاپن هم به صورت رسمی و علنی با رد تصمیم ترامپ در خروج از برجام اعلام کرده‌اند که همچنان به این پیمان بین‌المللی تعهد دارند و با سیاست تحریم ایران همراهی نخواهند داشت.

بسیاری از تحلیلگران سیاسی تأکید بر انزوای ترامپ در تصمیم‌گیری عجولانه او دارند، اما همین تحلیلگران معتقدند از این زمان تا پایان خرداد جنگ روانی رسانه‌ای علیه ایران تشدید خواهد شد تا فضای سیاسی را در شدت تلاطم و بحران علیه ایران نگهدارند. مذاکره ایران با دیگر کشورهای عضو پیمان برجام به خصوص با کشورهای عضو اتحادیه اروپا تا پایان خرداد، دورنمای سیاست‌ها در روابط ایران با غرب منهای آمریکا را روشن‌تر می‌سازد. در این میان برخی از تحلیلگران سیاسی در آمریکا و در اروپا خطر بروز جنگ جدید در خاورمیانه ناشی از سیاست ترامپ را هشدار داده‌اند؛ جنگی که برای آمریکا خسارت مالی و جانی به بار خواهد آورد.

خانواده‌های آمریکایی از جنگ ویتنام تا اشغال نظامی افغانستان،‌ تا جنگ در عراق و سوریه خاطرات تلخ کشته‌شدن عزیزان خود را دارند. امروز جامعه آمریکا و بسیاری از جوامع دیگر، در شرق و غرب عالم از ظهور و بروز جنگی جدید بیزارند و هشدار می‌دهند. ترامپ و مشاوران نژادپرست او، گام به گام آمریکا را به سوی جنگی دیگر در خاورمیانه بحران‌زده هدایت می‌کنند.

نسخه مناسب چاپ